برای آموزش جنسی کودکان و نوجوانان به چه دانش و اطلاعاتی نیاز داریم؟  

اگر کودک یا نوجوان از شما درباره رابطه‌ی جنسی پرسیده و شما در لحظه احساس در تنگنا قرار گرفتن کردید، نمی‌دانستید چه بگویید یا چه چیزهایی را نگویید! تا چه حد مساله را باز کنید و اصلا چطور بگویید و از چه کلماتی استفاده کنید، بدانید که تنها نیستید!

حق دارید، چون هم منابع کافی و درست به زبان فارسی کم است، هم آموزش جنسیتی جایی در سیستم آموزشی و رسانه‌های ما ندارد؛ و درست به همین دلیل بار سنگین آموزش جنسی و جنسیتی بر عهده خانواده است.

این راهنما برای کمک به افرادی تهیه شده است که می‌خواهند با کودکان و نوجوانان درباره‌ی هویت جنسی، رابطه‌ی جنسی و جنسیت با بچه‌ها گفت‌وگو کنند و به آن‌ها آموزش دهند. 

کودکان و نوجوانان منتظر بایسته‌های فرهنگی نمی‌مانند 

یکی از ریشه‌های رفتارهای جنسی پرخطر میان نوجوانان ناآگاهی آنها از پیامدهای احتمالی و فقدان آموزش درباره‌ی روابط و رفتارهای جنسی سالم است. مسائل جنسی نه فقط در فرهنگ ما که در بسیاری از فرهنگ‌ها تابو هستند، حرف زدن از آنها ناشایست و مایه‌ی فروریختن پرده‌ی «حیا و احترام» تلقی می‌شود. 

از آنجا که جامعه ایرانی عموما جامعه‌ای هِترونورمَتیو (جامعه‌ای که تنها دو جنس زن و مرد را به رسمیت می‌شناسد و رابطه‌ی بین آنها را عادی می‌داند) است، این محدودیت‌های فرهنگی بیشتر به زنان و اقلیت‌های جنسی و جنسیتی آسیب می‌رساند.

اگر هنوز درباره‌ی آموزش به کودک یا نوجوان درباره‌ی موضوعاتی که در بالا اشاره شد تردید دارید، به خاطر داشته باشید که کودکان و نوجوانان برای یافتن جواب پرسش‌هایشان و شناختن پدیده‌هایی که برایشان جالب است یا کنجکاوی‌شان را برانگیخته منتظر بایسته‌های فرهنگی نمی‌مانند. جنسیت و امور جنسی از جمله‌ی همین پدیده‌های جالب است و در غیاب گفت‌وگوهای صریح و آموزش‌های برنامه‌ریزی‌شده، بچه‌ها راهی ندارند که به منابع در دسترس -که اغلب‌شان نامعتبر و حاوی اطلاعات نادرست‌اند- رجوع کنند، منابعی مانند:

  • هم‌سالان‌

یکی از در دسترس‌ترین منابع هم‌سالان‌اند؛ منابعی غیرقابل اتکا و نامعتبر که کسب اطلاع از آنها کودکان ونوجوانان را در معرض آسیب‌های جدی قرار می‌دهد، بسیار جدی‌تر از فروافتادن آن پرده‌ی حیا و شرمی که بزرگ‌سالان نگرانش هستند.

  • صنعت پورن

از دیگر منابع در دسترس نوجوانان فیلم‌های پورن هستند. این فیلم‌ها اغلب به زنان نگاهی ابزاری و جنسیت‌زده دارند.

یکی از آسیب‌های این صنعت، تعریف «مردانگی» از نگاه «مردانگی اقتدارگرا»ست. مردانگی اقتدارگرا یا هژمونیک شکل «ایده‌آلِ» مرد بودن است؛ بدین معنا که از نظر نظام مردسالار، مردانگی اقتدارگرا «ایده‌آل»ترین شکل مرد بودن است که مراتب بالای قدرت را در همه زمینه‌ها در سلطه‌ی خود دارد و زنان و اقلیت‌های جنسی و جنسیتی مجبور به تبعیت معرفی می‌کند. سیاست‌گذاران این صنعت سعی در القای این امر دارند که توان جنسی، اندام، شکل اندام جنسی و رفتارهای جنسی هنرپیشگان این فیلم‌ها رفتارهایی استاندارد هستند و چیزی غیر از این ناقص است. 

اگر نوجوان از این تولیدات به عنوان نخستین منبع برای فراگیری مسائل جنسی استفاده کند، تفکری مخرب در او نهادینه می‌شود که توأم با ایجاد سرخوردگی است.

پژوهش و نتایج آماری؛ موانع ساختاریِ فرهنگی

در پژوهشی که سال ۱۳۹۶ در شمال ایران انجام شد، از ۶۰۰ والدی که کودکانی زیر ۱۲ سال داشته‌اند،‌ بیش از ۷۵ درصد نظر مثبتی به آموزش رفتارهای جنسی سالم به فرزندان‌شان داشتند، اما شواهد نشان می‌دهد موانع ساختاریِ فرهنگی، باعث دشواری رویارویی آنها با فرزندان‌شان درباره‌ی این مساله شده است. 

با وجود اینکه نزدیک به ۷۵ درصد والدین بر این باور بودند که والدین اولین منابع رجوع کودکان در این حوزه‌ها هستند، بیش از ۸۰  درصدِ آنها هیچ گفت‌وگویی در این موارد با کودکان خود نداشتند و نزدیک به ۹۰ درصدشان نمی‌دانستند چنین گفت‌وگویی را چطور آغاز کنند. این آمار همچنین، نشان می‌دهند که والدین به داشتن این گفت‌وگوها تمایل دارند و به ضرورت آن در فضای خانواده نیز واقف هستند، اما با نحوه غلبه بر موانع فرهنگی در سطح کلان و هموار کردن مسیر گفت‌وگو در سطح خُرد مواجهند.

چگونه می‌توان مسیر گفت‌وگو در مورد رفتارهای جنسی سالم را هموار کرد

  • لازمه‌ی یک گفت‌وگوی سازنده، صمیمی و آگاهی‌بخش کسب دانش و اطلاعات درباره‌ی موضوع گفت‌وگوست. مجهز شدن به دانش و آگاهی به راحتی اعتماد به نفس را جایگزین شرم می‌کند؛ احساس راحتی و اعتماد را به طرف گفت‌وگو منتقل می‌کند و در نتیجه، طرف دیگر گفت‌وگو -این‌جا کودک یا نوجوان- هم به جای پرهیز کردن می‌تواند در مکالمه‌ای سالم، آگاهی‌بخش و محترمانه شرکت کند. 
  • گفت‌وگو درباره‌ی مسائل جنسی یک وظیفه‌ای مقطعی و یک‌باره که باید هرچه زودتر از «شر» آن خلاص شد، نیست؛ بلکه گفت‌وگویی است که در بُرهه‌های مختلف از رشد کودک و نوجوان، در سطوح مختلف ادامه می‌یابد. به همین دلیل بزرگترها باید فضایی سالم و امن برای چنین گفت‌وگویی ایجاد کنند و خودْ الگویی مناسب برای تمرین گفت‌وگوی محترمانه و عاری از شرم درباره‌ی مسائلی باشند که تابو به شمار می‌آیند.

بر اساس تحقیق کمیته حقوق کودکان سازمان ملل، آموزش جنسی مناسب در سنین پایین باعث ارتقا سلامت جسمی و روانی کودکان می‌شود و آن‌ها را به دانشی مجهز می‌کند که با تکیه بر آن در برابر الگوها و کلیشه‌های اجتماعی مخرب آسیب‌پذیری کمتری خواهند داشت.

«معصومیت کودکانه» و بازتولید گزاره‌های بازدارنده و مخرب مردسالاری

«معصومیت کودکانه» بر این فرض استوار است که رفتار جنسی رفتاری همراه با گناه است. والدین باید به این آگاهی برسند که رفتار جنسی و لذت جنسی سالم و طبیعی‌اند، درست مانند وقتی به دیگر نیازهای حیاتی مانند گرسنگی، تشنگی، نیاز به آرامش و امنیت پاسخ می‌دهیم. 

استفاده از ادبیات درست و تخصصی -به‌ویژه نام‌هایی که برای اشاره به اندام جنسی و عمل جنسی به کار می‌بریم- و مثال‌های مناسب مهم‌ترین قدم برای زدودن بار گناه و خطا و شرم از این موضوع است. 

نام‌ها و کلمات و مثال‌های همراه با ابهام و استعاره نه‌تنها اثربخش نیست که ممکن است به ایجاد تلقی اشتباه در کودک یا نوجوان بیانجامد و اثر عکس بگذارد.

برای مثال، در گفت‌وگو درباره چگونگی متولد شدن کودک، ارائه این تصویر که «یک لک‌لک بچه را به خانواده هدیه کرده است» یا اینکه «کودک هدیه‌ای از خداوند است»، نه‌تنها به پرسش‌‌ها و کنجکاوی کودک پاسخ نمی‌دهند، بلکه مشکلات و پرسش‌های بیشتری ایجاد می‌کنند. ابهام‌ها و سؤال‌هایی مانند اینکه اگر من هدیه‌‌ی خدا به پدر و مادرم هستم یعنی آن‌ها بدون اینکه بخواهند و تصمیم بگیرند من را به دنیا آورده‌اند؟ من را دوست دارند چون هدیه‌ی خدا هستم؟ اگر لک‌لک من را به نمی‌آورد، به پدر و مادرم تعلق نداشتم؟ آیا من به پدر و مادرم تحمیل شدم؟ 

با موضوعات جدی، شوخی نکنید

اگرچه طنز و شوخی ممکن است به باز شدن فضای گفت‌وگو و عبور از سد شرم کمک کند، اما شوخی کردنِ مدام درباره‌ی موضوعات جنسی این پیام را به کودک یا نوجوان می‌دهد که این مسائل جدی نیستند و بدون رعایت حساسیت‌های لازم می‌توان درباره‌شان حرف زد. خطر مهم‌تر این است که این تلقی به حیطه‌ی رفتار وارد شود و به واکنش‌هایی همراه با بی‌احتیاطی و بی‌مسئولیتی یا بی‌توجهی به حریم شخصی دیگران بیانجامد.

موضع‌گیری در برابر انواع محتوای مخرب و عاری از حساسیت‌های جنسیتی

در یکی از انیمیشن‌های ساخت والت دیزنی، به نامِ زیبایِ خفته، صحنه‌ای وجود دارد که دختر پادشاه، بیهوش در بستر است و مرد جوانی او را می‌بوسد و زندگی را به او بازمی‌گرداند. روایت به‌گونه‌ای است که این بوسه‌ی بدون رضایت را «عاطفی و عاشقانه» جلوه می‌دهد. 

تماشای این صحنه ممکن است این تلقی را در کودک ایجاد کند که اگر مردی بدون اجازه گرفتن از زنی و در حالی که او بیهوش است و توانایی رضایت دادن ندارد، او را ببوسد نه‌تنها بد نیست که اتفاقا عاشقانه و زیباست. در حالی که طبق تعاریف پذیرفته‌شده هر گونه عمل جنسی در هر سطحی بدون رضایت مستقیم و صریح طرفین مصداق تعرض جنسی است. 

هنگام تماشای محتوای رسانه‌ای با کودک خود درباره‌ی این جزئیات صحبت کنید و از آموزه‌های روزمره در فیلم‌ها، سریال‌ها، کتاب‌های درسی، ترانه‌ها و کتاب‌های داستان به عنوان فرصت‌هایی برای گفت‌وگو درباره‌ی موضوعات جدی‌تر و نقد کلیشه‌های جنسی و جنسیتی بهره بگیرید. 

چنین بحث‌هایی به بچه‌ها یاد می‌دهد که چگونه یک موقعیت را ارزیابی و آن را از جهات مختلف و از دیدگاه افراد درگیر در آن بررسی کنند. این تواناییْ به‌خصوص در دورانی که رسانه‌ها پیوسته در حالِ فرستادنِ پیام‌های متناقض به کودکان هستند، اهمیت ویژه‌ای دارد.

گفت‌وگو درباره‌ی روابط و حریم‌ها

پیشنهاد می‌شود گفت‌وگو را با صحبت از انواع روابط و حریم‌ها شروع کنید. این نکات مهم را باید در چنین گفت‌وگوهایی را به خاطر داشته باشید:

احترام متقابل

اساس یک رابطه‌ی سالم «احترام متقابل میان طرفین رابطه» است. احترام متقابل در سایه‌ی اعتماد، صداقت، حمایت، انصاف، برابری، امنیت عاطفی و جسمی و حفظ هویت مستقل فرد در عین شکل دادن به هویتی منحصربه‌فرد برای رابطه شکل می‌گیرد.

گفت‌وگوی عمیق و مکرر در مورد اینکه در هر رابطه‌ای، فارغ از نوع آن، نیازها و نگرانی‌های هر دو طرف باید به رسمیت شناخته و در نظر گرفته شوند، الگویی سالم را در کودک و نوجوان نهادینه می‌کند.

حقوق افراد و حق انسان‌ها بر بدن‌شان قابل مذاکره نیست

کودکان و نوجوانان باید بیاموزند که «خط قرمزها» محل مماشات نیستند. مثلا باید بدانند: «نه» یعنی «نه». در یک ارتباط سالم این گزاره در هیچ شرایطی قابل تفسیر نیست.

آموزش مفهوم رضایت

نوجوانان باید بیاموزند که اگر یک رفتار جنسی خاص پرخطر است، رفتاری است که یکی از طرفینْ آمادگی آن را ندارد یا احساس ناخوشایندی را در او زنده می‌کند، هم نباید بر انجام این رفتار اصرار ورزد، هم نباید خود را در معرض چنین رفتاری قرار دهد و هم نباید خود را مجبور کند که به چنین رفتاری تن دهد.

به این مثال توجه کنید:

مردی در آستانه در ایستاده است؛ زنی قصد عبور دارد؛ مرد راه او را سد می‌کند و او را می‌بوسد. زن ابتدا مقاومت می‌کند و بعد تسلیم می‌شود و به خواسته مرد تن می‌دهد. چند بار و در چند فیلم این صحنه را دیده‌اید؟ این صحنه‌ها این پیام را القا می‌کنند که: «نه گفتن زن‌ها را نباید جدی گرفت». 

چنین محتواهایی که سعی در ساخت و تثبیت گزاره‌های جنسیت‌زده‌ای چون «ناز» و«نیاز» دارند، با این رویکرد تولید می‌شوند که خشونت‌بار بودن این اِعمالِ اراده در برقراری عمل جنسی از سمت مرد را به «فطرت شکارچی» او نسبت دهند؛ و از سوی دیگر اِکراه اولیه زن را به تمایل زنانه به «ناز» تعبیر کنند.به‌ویژه به دختران نوجوان یادآوری کنید: خشونت تنها معطوف به دیگران نیست. نادیده گرفتن خود و از خودگذشتگی بی‌حد و حصر و نابه‌جا نوعی از خشونت علیه خود است. این الگوی رفتاری الگویی است که فرهنگ رضایت را گسترش می‌دهد. فرد باید با آگاهی و شناخت از خود، نیازهای خود را بیان کند.